X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



 نــــــــــــمـــــــــــــــاز - ارزش و جايگاه نماز
1- ارزش و جايگاه نماز 
تمام كوشش و تلاش ما در اين بخش از بحث بر اين است كه فضيلت نماز را در دين اسلام تبيين نموده و اهميت و جايگاه آن را روشن سازيم، به اين معني كه اگر خواسته باشيم تعاليم و دستورات الهي را در دين از حيث درجه و مرتبه مورد ارزيابي قرار دهيم نماز در چه مرتبه‎اي از مراتب قرار دارد و جايگاه آن در چه حدّي است؟ آيا مي‎توان آن را در عرض ساير تعاليم ديني قرار داد يا خير نماز از جايگاه ويژه‎اي در دين برخوردار مي‎باشد؟ 
عناويني كه در اين فصل مورد بحث قرار خواهند گرفت در راستاي همين هدف انتخاب شده‎اند. 



بقیه در ادامه مطلب
انشاء الله كه بتوانيم در تعقيب اين هدف خوانندگان محترم را مددي رسانده باشيم. 
نماز در مكتب انسان ساز اسلام از جايگاه ويژه‎اي برخوردار بوده و هيچ عملي از اعمال ديني و افعال عبادي با آن قابل مقايسه نمي‎باشد و اگر خواسته باشيم تعاليم و دستورات ديني را درجه بندي نموده و مراتب‎شان را مشخص نمائيم نماز در بالاترين درجه و مرتبة تعاليم ديني قرار دارد. و از چنان ارزشي برخوردار است كه ساير ارزشهاي ديني در عرض آن قرار نمي‎گيرند. 
اگر درك و معرفت به ارزش نماز براي كسي حاصل گردد هرگز در آن كوتاهي نكرده و يا آن را ترك نخواهد نمود. در روايتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ چنين آمده است كه: «هرگاه كسي به نماز ايستد رحمت الهي از آسمان بر او نازل مي‎شود و فرشتگان اطراف او را احاطه مي‎كنند و فرشته‎اي گويد: اگر اين نمازگزار ارزش نماز را مي‎دانست هيچ گاه از نماز منصرف نمي‎شد».[1] 
و يا علي ـ عليه السلام ـ در حديثي مي‎فرمايند: اوصيكم بالصلاةِ التي هي عمود الدين و قوام الاسلام فلا تغفلوا عنها؛ «شما را سفارش مي‎كنم به نمازي كه ستون دين و قوام اسلام است پس از نماز غافل نشويد».[2] 
خداوند در شب معراج به نبي مكرّم اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ حقايق بسياري را نمايان و متجلي ساخت كه يكي از آن حقايق كه بر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آشكار گرديد نماز بوده است كه به صورت محملي از نور كه چهل نوع از انواع نور در آن بود و اطراف عرش خدا را احاطه كرده بود ظاهر گرديد. و به همين جهت آن سفير الهي فرموده‎اند الصلاة نورٌ؛ «نماز نور و روشنايي است».[3] 
پس كسي كه با نماز مأنوس است در قلمرو نور و روشنايي قرار دارد و آن كه با نماز فاصله دارد از نور و روشنايي دور افتاده و خود را در محيط تاريكي و ظلمت انداخته است. 
بنابراين مي‎توان نتيجه گرفت كه مفهوم كلام نبي ـ صلّي الله عليه و آله ـ اين است كه تاركين نماز در تاريكي‎اند و چون به ارزش نماز در زندگي خود ارجي ننهاده‎اند نزد مسلمين فاقد اعتبار و ارزش اجتماعي بوده و ايشان را در زندگي دنيا و آخرت سعادتي نيست. ارزش و شخصيت آدمي به ميزان اهميت دادن او به ارزشهاي ديني است و مؤمن واقعي از بي‎توجهي و بي‎مبالاتي نسبت به تعاليم ديني و ارزشهاي الهي مبرّاست. پس نماز را در دين جايگاهي بس بلند است به منزلة سر در بدن و روح در كالبد جسم، همانگونه كه بدن بي‎سر و جسم بي‎روح را ارزشي نيست دين بي‎نماز را خيري نخواهد بود. 
اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق 
فريضة نماز امري نيست كه فقط بنده را به خالق و پروردگارش نزديك سازد و حلقه اتصال بين عبد و معبود را شدت بخشد و عشق به خدا را در قلب و باطن او زنده سازد بلكه اين يكي از آثار و نتايج مطلوبي است كه در زندگي نمازگزار ظاهر مي‎شود. اثر ديگري كه نماز در حيات مسلمين ايجاد مي‎كند اين است كه در عين قرب الهي او را با جامعه انساني پيوند داده و نسبت به ساير انسانها بلكه تمام همنوعانش و لو غير مسلمان يك فرد مسئول بار مي‎آورد. و اين است روح نماز و تعبد به خدا كه هرگز نمي‎گذارد فرد در مقابل خلق خدا بي‎تفاوت باقي بماند. و احساس مسئوليت اجتماعي نداشته باشد. 
پس در نماز دو اثر عمده نهفته است يكي اثر فردي كه موجب نزديكي او با خدايش مي‎گردد و ديگر اثر اجتماعي است كه او را در جامعه فرد مسئول بار مي‎آورد. يعني نمي‎شود كسي اهل نماز و عبادت باشد و در عين حال نسبت به جامعه بشري و همنوعان خويش هيچ وظيفه‎اي را احساس نكند. 
فلذا به همين خاطر مي‎بينيم كه در آيات متعدد قرآن زكات در كنار صلاة (نماز) آمده است و اين بدان معناست كه اهل نماز اهل صدقات و زكات نيز هستند يعني اهل نماز به فكر اجتماع خويش بوده و تلاش دارند كه با دادن زكات و اعطاي صدقات، جامعه را از فقر بيرون آورند. 
و اقيموا الصلاة و اتوا الزكاة و ما تقدموا لانفسكم من خيرٍ تجدوه عند الله؛ «و نماز را به پا داريد و زكات را ادا كنيد. هر كار خيري براي خود از پيش فرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت».[4] 
و در آيه ديگر مي‎فرمايد: الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهم ينفقون؛ «(تقوا پيشگان) كساني هستند كه ايمان به غيب دارند و نماز را بپا مي‎دارند و از آنچه روزيشان كرديم انفاق مي‎كنند».[5] 
و در آيه‎اي بسيار زيبا چنين مي‎فرمايند: الذين ان مكناهم في الارض اقاموا الصلاة و اتوا الزكاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر؛ «ياران خدا كساني هستند كه اگر در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را به پا مي‎دارند و زكات مي‎دهند و امر به معروف و نهي از منكر مي‎كنند».[6] 
و از پيامبران ـ صلّي الله عليه و آله ـ منقول است كه فرمودند: لا تتمّ صلاةٌ إلّا بزكاةٍ؛ «نماز كامل نمي‎شود مگر با پرداختن زكات».[7] 
يعني انسانهاي نمازگزار هميشه به فكر سعادت و تعالي جامعة خويشند و نمي‎توانند نسبت به آيندة مردم جامعه خود بي‎تفاوت باشند. اگر مشاهده كنند كه فقيرند به آنها زكات پرداخت مي‎كنند و اگر ببينند كه از سعادت و كمال خويش منحرف شدند آنان را امر به نيكي كرده و از اعمال زشت باز مي‎دارند و در همه حال و همه جا به نيكبختي و سعادت اجتماعي انسانها مي‎انديشند و معتقدند كه سعادت بشر در پرتو خوبي‎ها و اعتقاد به خدا و عمل به تعاليم دين نهفته است. و به قول اقبال لاهوري اهل نماز معتقد است كه زندگي و حيات حميده در خيمة ايمان لميده است آن كه اين نديده گلي از باغ آن نچيده است. 
لا اله باشد صدف گوهر نماز قلب مسلم راجح اصغر نماز 
در كف مسلم مثال خنجر است قاتل فحشا و بغي و منكر است 
هر كه پيمان با هو الموجود بست گردنش از بند هر معبود رست 
بنابراين وصلت به معشوق و رستن از غير معبود و تلاش در راه وصول به سعادت براي مخلوق دو اثر اصلي و عمده در نماز است كه نمازگزار واقعي به آن واصل مي‎گردد.

موضوعات مرتبط: <-CategoryTitle->

برچسب‌ها: <-TagName->


تاريخ : 1393/1/5 | 11:23 | نویسنده : فاطمه |